لشکر 10 سیدالشهدا
-
یادها
بوق میزد ولی سوار نمیکرد!
به روایت همسر شهید آشنایی من با او، در ایام دانشجویی و در سال آخر بود؛ از میان پیوندهای دوستی…
بیشتر بخوانید » -
یادها
ما زیادیم!
در سال ۱۳۴۱، خورشیدی در کانون خانوادهای پدیدار شد که سرنوشت، آنها را برای ایثار و فداکاری برگزیده بود. «بابا…
بیشتر بخوانید » -
یادها
واپسین نگاه و امانتی به وسعت آسمان
یکی از ماندگارترین و زیباترین تصاویری که از تمام دوران حیات فرزندم، علی، در قاب ذهنم به یادگار مانده، واپسین…
بیشتر بخوانید » -
یادها
طنینِ سرخِ یک پرواز
با یاد آنکه در خونابِ دل، وضو ساخت و بر سجادهی حسرت، نمازِ عشق اقامت کرد؛ این است شرحِ زندگیِ…
بیشتر بخوانید » -
یادها
شبِ نوزدهم
آن شب را هیچوقت فراموش نمیکنم. بعد از ساعتها توجیه، انتظار و آمادهباش، لحظهای رسید که عملیات باید آغاز میشد.…
بیشتر بخوانید » -
یادها
مردی از تبار حضور و اخلاص
در میان نامهایی که از روزهای آتش و ایمان بر جای ماندهاند، بعضی نامها تنها یادآور یک فرد نیستند؛ بلکه…
بیشتر بخوانید » -
دلنوشته
داغ فراق
آن روزها، بمباران آنقدر نزدیک و بیامان بود که مرگ را میشد در چند قدمی نفس کشید. هنوز هم وقتی…
بیشتر بخوانید » -
مناسبتی
مردانِ مرداد
بسم ربّ الشهدا و الصدیقین مرداد که میرسد، آسمان بوی غیرت میگیرد؛ بوی مردانی که از خاک برخاستند و…
بیشتر بخوانید » -
یادها
باید برخاست
عملیات کربلای ۴ و ۵ به روایتِ: شهید داود جوانمرد بعد از عملیات کربلای ۴، همهچیز سنگین شده بود؛ هم…
بیشتر بخوانید » -
مناسبتی
تیرماهِ پُر ستاره
تیرماه که میرسد، آسمان انگار آرامتر نفس میکشد و خاک، رنگی از داغ و دعا میگیرد؛ گویی زمان، دوباره به…
بیشتر بخوانید »