در سال ۱۳۴۱، خورشیدی در کانون خانوادهای پدیدار شد که سرنوشت، آنها را برای ایثار و فداکاری برگزیده بود. «بابا بزرگی»، از آن شش برادرِ همرگهای که سرنوشتشان با خون و خاک جبههها گره خورده بود؛ دو برادر در سپهر شهادت غنوده بودند و چهار تن دیگر، گویای ایستادگی در این مسیر. او، با آن روحیه شوخطبع و مهربان، همواره با مادر گرامیاش لبخند میزد و با کلامی طنازانه میگفت: «مادر، ما شش نفر زیادیم؛ شاید چهار نفرمان راهی سفر شویم که دو نفرمان برای تو بمانند.»
تقدیر چنین بود که امرالله در بیست و یکم بهمن سال ۶۴، در میان آب و خاک عملیات «والفجر ۸»، به مقام شهادت نائل شود. او از آن غواصانِ مخلص بود که در اعماق آب، میان موجها، جان به آبها سپرد و «مفعود الاثر» ماند. سالها گذشت، تا آنکه در روزی که خبر یافتن پیکر او رسید، تمام غصههای ناتمام، با بازگشت پیکر مطهرش در سالها بعد، به تسکین نشست. او که در کربلای ۵ جان در گروِ نذر خود داشت، در والفجر ۸ به میعادگاه ابدی رسید.



