یادها

  • یکپارچه نور

    غسل شهادت همیشه نزدیک عملیات که می شد، مسلم به بعضی بچه ها می گفت: تو شهید می شوی. چون…

    بیشتر بخوانید »
  • فرمانده شایسته

      میدان‌دار مسلم؛ در عملیات والفجر ۸ مسئولیتی نداشت و فقط آر.پی.جی زن بود؛ اما در جمع کردن گروه و…

    بیشتر بخوانید »
  • نگاه نافذ

    خاطره  «مصطفی بیات» درباره شهید مسلم اسدی   ورودم به گردان حضرت علی اکبر(ع) مصادف بود با بستن چادرها در…

    بیشتر بخوانید »
  • علی‌اکبری بمانیم

    علی‌اکبری بمانیم مسلم همیشه می گفت: بچه ها ادعا نکنید. به خودمون غره نشیم. خدا باید دستمونو بگیره. این جمله…

    بیشتر بخوانید »
  • ناجی شلمچه

    خاطراتی درباره شهید مسلم اسدی در عملیات کربلای ۵ به روایت  «علی اصغر کوثری»     مسلم تنها نماند… در…

    بیشتر بخوانید »
  • گنجینه‌ی پدر

    بیستم فروردین ۱۳۹۹ در شب ولادت با سعادت امام زمان(عج)؛ به بهانه برگزاری یادواره مجازی شهیدان اسدی، به خانه پدر…

    بیشتر بخوانید »
  • نماز جماعت

    خاطره از محمد حسن شاکری درباره  «شهید مسلم اسدی» تاریخ مصاحبه: ۱۲ آذر ۱۳۶۶   شهید مسلم اسدی اهمیت زیادی…

    بیشتر بخوانید »
  • سر کلاس مسلم

    مجید رضاییان 1 مسلم وقتی می خواست توصیه یا نصیحتی کند، غیرمستقیم عمل می کرد. گاهی از تغییر حالت چهره…

    بیشتر بخوانید »
  • شهره به شجاعت

    خاطراتی از «مجید رضاییان»، «ابوالفضل محمدی» و «حسین اخلاقی» درباره شجاعت شهید مسلم اسدی       مسلم؛ در شجاعت،…

    بیشتر بخوانید »
  • پُشتک زدن روی مین!

    مصاحبه  «مصطفی بیات» درباره شهید مسلم اسدی   عملیات کربلای ۸ در شُرُف آغاز شدن بود. محل عملیات؛ همانجا بود…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا