
بر بلندای آلواتان؛ حماسه و غربت
با جمعی از دوستان دستازجانشستهٔ هنرستان، داوطلبانه گام در مسیر اعزام به خدمت نهادیم و راهی پادگان قوشچیِ ارومیه شدیم. آن سالها، جبهه با کمبود سرباز مواجه بود و حضور ضدانقلاب و منافقین در منطقه احساس میشد؛ همین امر مسئولیت ما را در لبیک به ندای تکلیف دوچندان میکرد. با پایان دورهٔ آموزش، راهی منطقهٔ پیرانشهر شدیم تا در ردیف رزمندگان گردان جندالله و گروهان شهادت، سهمی در پاکسازی محور پیرانشهر ـ سردشت داشته باشیم.
بهمنماه سال ۱۳۶۱ بود. سرگردان در پاسگاههای کوهستانی «کومله» و «دمکرات»، مسئولیت امنیت جادهها را بر عهده داشتیم. در یکی از همان روزها، چند تن از رزمندگان در لابلای صخرههای منطقهای کوهستانی مجروح شدند؛ رزمندگانی که گروهان شهادت برای یاریشان شتافته بود. هنگام غروب، با وجود آتش سنگین و تحرکات دشمن، توانستیم پیکر مطهر شهید و مجروحان را با خودرو به بیمارستان پیرانشهر برسانیم.
صبح روز بعد، یازده نفر داوطلب شدیم تا به مقر اصلی دشمن در ارتفاعات «زیوه» و «آلواتان» نفوذ کنیم. راهی منطقهای سخت و صعبالعبور شدیم؛ منطقهای آنچنان کوهستانی و سرد که حتی جنازهٔ یکی از شهدای ما در میان برفها برجای مانده بود. ساعت حوالی هفت شب بود که پیاده و با امکانات جنگی، حرکت خود را به سمت ارتفاعات آغاز کردیم. با تاریک شدن هوا و برف سنگینی که بر زمین نشسته بود، مسیر را گم کردیم؛ اما با پایمردی و توکل، گام برداشتیم تا سرانجام به رودخانهٔ «آلواتان» رسیدیم. از رودخانهای خروشان و یخزده گذشتیم؛ سرمای استخوانسوز، رمق را گرفته بود و سوز برهوت، نفسها را در سینه حبس میکرد، اما گرمای ایمان، پاها را به جلو میراند.
نزدیک به ساعت ۲:۳۰ بامداد، وارد حیاط مقر دشمن شدیم. برف سنگینی میبارید و صدای بیسیم دشمن به گوش میرسید. توانایی درک زبان منطقه، این امکان را داد تا متوجه شویم نیروهای دشمن هنوز از حضور ما آگاه نشدهاند. با توسل به حضرت فاطمهٔ زهرا (سلاماللهعلیها)، آرامش بر دلها نشست. در همین اثنا، شهید مهدی خراطی با شجاعتی وصفناپذیر و صلابتی پرطنین فریاد برآورد و دشمن را به تسلیم دعوت کرد. پاسخ دشمن، شلیک بیرحمانهٔ رگبار بود که پیکر مطهر شهید خراطی را آماج ساخت. با شهادت او، نبردی نابرابر و سنگین درگرفت. با آرپیجی و نارنجک، مقر دشمن را زیر آتش گرفتیم و ضربهای مهلک بر پیکر آنان وارد ساختیم.
هوا روبهروشنی میرفت. سنگینی برف و خستگی مفرط، توان رزمندگان را گرفته بود، اما به یاری خداوند و عنایت حضرت زهرا (س)، معجزهوار راه باز شد و توانستیم پیکر مطهر شهید خراطی و مجروحان را به پادگان پیرانشهر منتقل کنیم.
روزهای بعد نیز با پاکسازی مناطق، تشییع باشکوه شهید خراطی در تهران و ادامهٔ عملیاتها در فروردین ۱۳۶۲ در محور پیرانشهر و ارتفاعات آلواتان همراه بود؛ ایامی که با شهادت همرزمان دیگری همچون شهید حسن تفرشی و رزمندهٔ جانبرکف، علی زنجانی، در حافظهٔ تاریخ این مرزوبوم تا ابد جاویدان ماند.
صفحه جانباز شهید حاج حسن کولیوند



