دسته‌بندی نشده

در خط مقدم مسئولیت

شهید علیرضا آملی به روایت شهید مدافع حرم داود جوانمرد

در میان هیاهوی روزهای سخت جنگ، بعضی آدم‌ها بودند که انگار برای روزهای دشوار آفریده شده بودند. نه از کمبود می‌ترسیدند، نه از فشار، نه از مسئولیت. هرجا کاری بر زمین می‌ماند، بی‌آنکه کسی صدایشان کند، پیش می‌آمدند و بار را بر دوش می‌گرفتند. شهید علیرضا آملی از همان جنس مردان بود؛ آرام، بی‌ادعا، اما استوار.

او از آن رزمنده‌هایی نبود که فقط حضور داشته باشند؛ از آن‌هایی بود که در لحظه‌ی نیاز، تکیه‌گاه می‌شدند. اگر کاری دشوار بود، اگر شرایط پیچیده می‌شد، اگر کسی باید پیش‌قدم می‌شد، نگاه‌ها ناخودآگاه به سوی او برمی‌گشت. در میدان خطر، دلش قرص بود و در برابر سختی، قامتش خم نمی‌شد.

بعضی‌ها مسئولیت را فقط انجام می‌دهند، اما بعضی دیگر با جانشان آن را زندگی می‌کنند. علیرضا از دسته دوم بود. وقتی سخن از مأموریت و عمل به میان می‌آمد، دیگر خستگی معنا نداشت. او خود را از کار کنار نمی‌کشید و هیچ‌گاه نمی‌گذاشت دشواری‌ها بهانه‌ای برای عقب‌نشینی شوند.

روحیه‌اش طوری بود که گویی همیشه باید سهم بیشتری از سختی را بردارد تا مبادا بارِ دیگری سنگین‌تر شود. پیش از آنکه به آسایش خود فکر کند، به پیشبرد کار و آرامش دیگران می‌اندیشید. همین خصلت، او را در چشم همرزمانش عزیز و قابل اعتماد کرده بود.

صفحه شهید علیرضا آملی

صفحه شهید داود جوانمرد

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
دکمه بازگشت به بالا