یادها
-
عکس یادگاری
شهید سید محمود اعتصامی به روایتِ اکبر نریمانی سید محمود؛ آخرین بچه ی خانواده اعتصامی بود؛ پسری خوب با آرامشی…
بیشتر بخوانید » -
ماجرای پدر شدنِ فرمانده گروهان
اوایل زمستان سال ۱۳۶۴ بود… رزمندگان گردان علی اکبر که مهیّای عملیات والفجر ۸ بودند، بعد از مدتها آموزش…
بیشتر بخوانید » -
برمیگردم!
شهید سید علی محمد اعتصامی به روایتِ برادر اکبر نریمانی زمستان بود. کم کم داشتیم می رفتیم برای عملیات…
بیشتر بخوانید » -
ورزش در جبهه
خاطره محمود روشن (نویسنده) درباره شهید اصغر کریمی درجبهه ورزش از اهمیت ویژه ای برخوردار بود چرا که رزمندگان…
بیشتر بخوانید » -
چگونه علی اکبری شدم
خاطره محمود روشن (نویسنده) درباره ورودش به گردان علی اکبر در پایگاه بسیج محل، مسئول پذیرش بودم که…
بیشتر بخوانید » -
به همین سادگی!
از خنکای باد کولر تا گرمای ۵۰ درجۀ جبهه خاطره از مجید ایزدیار درباره شهید حسین عبدالمالکی حسین…
بیشتر بخوانید » -
اشداء علی الکفار، رحماء بینهم
ماجرای رفتار با اسرا به روایتِ محمود روشن (نویسنده) شهید حسین ظهوریان یکی از معاونان دسته بود. یکبار…
بیشتر بخوانید » -
بغضی که در گلو ماند…
خاطره محمود روشن (نویسنده) درباره شهید اصغر کریمی مرحله ی دوم عملیات کربلای ۱ بود… شب شد و هنگام…
بیشتر بخوانید » -
پیامی از آن دنیا به این دنیا!
توصیۀ شهید اصغر کریمی به روایتِ محمود روشن (نویسنده) در روزهای پس از عملیات کربلای ۱ که حال و…
بیشتر بخوانید » -
همه رفتند و تنها ماندهام من…
خاطره محمود روشن (نویسنده) درباره سفر مشهد به همراه رزمندگان گردان علی اکبر اولین بار بود که به…
بیشتر بخوانید »