عملیات کربلای ۵ ۸۲۱۱; مرحله سوم

مرحله سوم عملیات گردان در کربلای۵
با سپری شدن ۳ روز از بازگشت نیروهای گردان از مرحلهی دوم عملیات به اردوگاه کوثر، تعدادی از نیروهای جدید که طی اعزام اخیر به جبهه آمده بودند، به جمع گردان افزوده شدند. با جذب این افراد، کار سازماندهی و در پی آن آموزش نیروهای گردان آغاز شد. بر اساس این سازماندهی، گردان از ۴ گروهان نصر، فتح (؟)، فجر، الحدید و دسته ویژه صف تشکیل شده بود.
در تاریخ ۲/۱۱/۶۵، از اوایل روز نیروها بهتدریج آماده برای عزیمت به منطقه شدند. ازاینرو کار تحویل ساکها به تعاون از سویی و جمعآوری وسایل و لوازم موجود از سوی دیگر انجام گرفت. بعد از اقامه نماز مغرب و عشا، نیروهای گردان از اردوگاه کوثر خارج شده و بهسوی منطقهی شلمچه رهسپار شدند. ستون گردان پس از ورود به شلمچه به سمت شهرک دوعیجی حرکت کرده و در کنار یک خاکریز که خط قبلی عراق بود، داخل سنگرها مستقر شدند.
پس از ساعاتی استراحت، در ساعت ۲ بامداد روز ۳/۱۱/۶۵، زیر آتش شدید دشمن ستونکشی به سمت جزیرهی (شلحه) صالحیه آغاز شد. اما به دلیل وجود خاکریزهای مختلف و شدت آتش دشمن، کار ستونکشی با دشواری روبهرو شده و حتی بعضی از گروهانها مسیر خود را گم کردند. سرانجام زیر آتش شدید دشمن که موجب شهادت و مجروحیت برخی از افراد شد، در ساعت ۵:۳۰ بامداد نخستین گروه از رزمندگان گردان به خط مقدم رسیدند. پدافند از خط مقدم توسط گردان امام سجاد صورت میگرفت و با راهنمایی فرماندهی آن، ادامهی مسیر در کنار یک خاکریز بهسوی غرب مشخص شد و در پی آن نیروهای گردان حرکت کرده و تا نزدیکی پل “یا زینب” رسیدند. این پل که بر روی اروند صغیر احداثشده، شلمچه را به شلحهی صالحیه متصل میکرد.
در ساعت ۶ صبح و درحالیکه هوا بهتدریج در حال روشن شدن بود، گروهان الحدید آماده برای عبور از پل و شکستن خط دشمن شد. آتش دشمن در این منطقه از شدت زیادی برخوردار بوده و دشمن بر آن کاملاً مسلط بود. دقایقی بعد گروهان الحدید حرکت خود را آغاز کرده و با عبور از پل یا زینب وارد شلحهی صالحیه شده و موفق به ایجاد یک سرپل چند متری در کانال موجود در جزیره شد. دشمن از نقاط مختلف بهویژه از روی بام ساختمانهای مرتفع در شهر ابوالخصیب که در آنسوی شط العرب بود، بر روی مسیر رزمندگان آتش ریخته و پیشروی آنها را با دشواری روبهرو میکرد.
در ساعت ۶:۳۰ صبح و درحالیکه فرماندهان گردان در حال هدایت باقیماندهی نیروها به خط مقدم بودند، خبر مجروحیت حسن کولیوند، فرماندهی گروهان الحدید، شنیده شد. به هر ترتیب نیروهای گروهان الحدید سعی در پیشروی بیشتر در مواضع دشمن داشتند ولی به دلیل مقاومت سرسختانه دشمن، تا چند ده متر جلوتر نتوانستند به نفوذ خود ادامه دهند.
در ساعت ۸:۳۰ صبح، دسته ویژه صف به منطقه رسیده و فرماندهی آن پس از توجیه نسبت به ماموریت، با گروه اول که شامل افراد قدیمی و باتجربه بود، وارد جزیره شدند. گروههای بعدی نیز بهتدریج وارد عملیات شدند ولی به دلیل مقاومت دشمن و حضور یک تانک در انتهای جزیره، تا بعدازظهر امکان پیشروی وجود نداشته و آمار شهدا و مجروحین نیز رو به ازدیاد بود. در طی این مدت گروهانهای دیگر هم به منطقه رسیده و در خط مقدم بیرون جزیره مستقر شدند ولی به دلیل مقاومت دشمن امکان پیشروی بیشتر و ورود آنها به جزیره مقدور نبود.
در ساعت ۱۴ روز ۳/۱۱/۶۵ و درحالیکه امیدی به شکستن مقاومت دشمن وجود نداشت، بهیکباره در پشت بیسیم گردان صدای اللهاکبر شنیده شد. معدود نیروهای موجود در جزیره موفق به هدف قرار دادن تیربارچی تانک و از بین بردن نفرات دشمن شده و پیرو آن حرکت خود را در کانال بهسوی غرب جزیره ادامه دادند تا آنکه به پد غربی جزیره رسیدند. متعاقب شکسته شدن مقاومت دشمن، سایر گروهانهای گردان نیز وارد جزیره شده و در ۲ محور به پیشروی در جزیره بهسوی شمال پرداختند. محور نخست در ضلع شرقی جزیره و محور دوم در ضلع غربی جزیره قرار داشت و نیروهای گردان بدون رعایت سازماندهی قبلی، به ۲ بخش تقسیم شده و به پیشروی در این ۲ محور و پاکسازی سنگرهای موجود در آن پرداختند. پیشروی نیروها در ۲ محور یادشده بهسوی شمال تا غروب ۳/۱۱/۶۵ ادامه یافت. در محور غربی یکی از روستاهای موجود در این منطقه به دست رزمندگان گردان آزاد شد و در حدود ساعت ۶ بعدازظهر ۲ تن از مزدوران عراقی به اسارت درآمدند.
پس از تاریک شدن هوا، نیروهای گردان به پدافند از مواضع خود پرداختند و با کاهش آتش دشمن، بهنوبت اقدام به نگهبانی کردند. حدود ساعت ۲ بامداد ۴/۱۱/۶۵، در محور شرقی که در مجاورت اروند صغیر قرار داشت، یک ستون از نیروهای دشمن قصد نفوذ از لابهلای نیزارها را داشت که با مقاومت نیروهای گردان روبهرو شده و ناگزیر به عقبنشینی گردیدند.
با روشن شدن هوا، رزمندگان نسبت به تثبیت مواضع خود اقدام کردند. دشمن که از مقاومت در برابر نیروهای گردان عاجز مانده بود، به جنگ روانی روی آورده و با استفاده از نیروهای منافقین سعی در نفوذ در سیستم مخابراتی و تضعیف روحیهی نیروها داشتند که در این زمینه نیز با پاسخ متناسب رزمندگان روبهرو شده و ناکام ماندند.
در عصر ۴/۱۱/۶۵، دشمن برای تقویت نیروهای خود در جزیره، اقدام به انتقال نیرو از آنسوی شط العرب کرد. این نقلوانتقال دشمن از نظر رزمندگان گردان دور نماند. وجود فاصله بین نیروهای مستقر در محور شرقی و غربی جزیره، فرماندهان را بر آن داشت تا پیشروی خود را تا یک جادهی شنی به غرب و شرق جزیره را به یکدیگر متصل میکرد ادامه دهند. ازاینرو در ساعت ۱۰ شب ۴/۱۱/۶۵، گروهی از رزمندگان را از محور شرقی برای شناسایی اعزام کردند. این گروه تا جادهی شنی پیش رفتند. فردای آن روز در ساعت ۶:۳۰ صبح، گروهی دیگر از رزمندگان از محور غربی برای شناسایی به جلو رفتند. این گروه در مسیر خود تا منازل روستایی که در این محور قرار داشت، پیش رفتند. در این منازل پیکر شهدای ایرانی به جای مانده از مراحل قبلی عملیات مشاهده میشد ولی اثری از نیروهای دشمن نبود. ازاینرو گروه یادشده تا جادهی شنی به عقب بازگشته و با الحاق با رزمندگانی که در ضلع شرقی قرار داشتند، در مجاورت جادهی شنی، یک خط دفاعی ایجاد کردند.
در حوالی ساعت ۹ صبح ۵/۱۱/۶۵، نیروهای دشمن از محور غربی جزیره اقدام به پیشروی کرده و با حمایت آتش شدید، سعی در تشکیل خط دفاعی در برابر پیشروی بیشتر رزمندگان گردان داشتند. در پی این اقدام دشمن، نیروهای گردان اقدام به درگیری با افراد دشمن کردند. تبادل آتش تا پایان روز بهشدت ادامه داشت.
در ساعت ۸ شب ۵/۱۱/۶۵، دشمن با استفاده از چند فروند قایق قصد پیشروی به ضلع غربی جزیره را داشتند که با آتش رزمندگان گردان مواجه شده و مجبور به عقبنشینی شدند.
صبح ۶/۱۱/۶۵، نیروهای تیپ ۲ کماندویی عراق با هلهله و با استفاده از آتش شدید از داخل نخلستانها اقدام به پیشروی کردند که با مقاومت رزمندگان گردان روبهرو شدند. درگیری در محور غربی بسیار نزدیک و بهصورت تنبهتن بود. ولی سرانجام با پایداری نیروهای گردان، کماندوهای دشمن با به جای گذاشتن تلفاتی مجبور به عقبنشینی شدند.
ساعت ۱۰ صبح ۶/۱۱/۶۵، از سوی فرماندهی گردان درخواست نیروی کمکی و آتش پشتیبانی از لشکر شد که البته پاسخهای ارائهشده حاکی از نبود نیروی کمکی و اتکا بر نیروهای موجود برای مقاومت در برابر دشمن بود. به سبب درگیریهای اخیر و آتش پرحجم دشمن، تعداد شهدا و مجروحین رو به افزایش بود ولی به دلیل نبود نیروی کمکی برای انتقال مجروحین و شهدا به عقب، انجام این کار با دشواری روبهرو شد.
از پیش از حضور گردان در جزیرهی صالحیه، دشمن با استقرار تکتیراندازها و خدمهی دیگر ادوات خود بر روی ساختمانهای ابوالخصیب که مشرف به جزیره بودند، تلفات زیادی به نیروهای گردان وارد میکرد. ازاینرو در پی درخواست گردان، چند نفر از دیدبانهای توپخانه و ادوات به محل جزیره آمدند و با هدایت آتش خودی بر ساختمانهای مذکور باعث شدند تا فشار آتش عراق بر جزیره کاهش یابد.
در پی درگیریهای مکرر و آتش شدید دشمن، تعداد رزمندگان گردان بهشدت کاهش یافت بهنحویکه برخی از افراد، علیرغم مجروحیت خود در جزیره باقیمانده و در حال مقاومت بودند. لذا در پی درخواست مکرر فرماندهی گردان در حوالی ساعت ۴ بعدازظهر ۶/۱۱/۶۵، ۲ گروهان نیروی کمکی به جزیره اعزام شدند. گروهان نخست که از گردان کربلا آمده بودند به محور غربی و گروهان دیگری که از دانشآموزان دبیرستان امام صادق سپاه بودند به محور شرقی رفته و در آنجا مستقر شدند.
از حوالی عصر ۶/۱۱/۶۵، بهتدریج درگیری در جزیره بهویژه در محور شرقی افزایش یافت. دشمن با تمامی توان خود قصد پیشروی داشت که با مقاومت سرسختانهی رزمندگان گردان روبهرو شد. در حدود ساعت ۸ شب، آتش دشمن شدت بیشتری یافته و درگیریها ادامه یافته بود. درنتیجهی این آتشباری بهویژه بر روی محور شرقی، تعدادی از نیروهای کمکی که از دانشآموزان دبیرستان سپاه بودند، به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.
حوالی ۱۰ شب ۶/۱۱/۶۵، فرمانده لشکر اعلام کرد که گزارش مقاومت نیروها خدمت حضرت امام داده شده و ایشان نیز فرمودهاند که دعا میکنم و منتظر دیدار رزمندگان هستم. این وعده امام روحیهی افراد را دوچندان کرد.
صبح روز ۷/۱۱/۶۵، مسئولین گردان حضرت زینب برای توجیه منطقه و تحویل خط به جزیره آمدند ولی هنگام تعویض نیروها با آتش شدید دشمن روبهرو شده و تعدادی از نیروهای آنها مجروح شدند. بهرغم این نکته، تعویض نیروهای گردان انجام شده و تا حدود ساعت ۱۰ صبح، باقیماندهی نفرات گردان که ۱۶ تن بیشتر نبوده و اغلب مجروح بودند، از جزیره خارج شدند.
پس از بازگشت از جزیره، نیروهای گردان به موقعیت خود در اردوگاه کوثر بازگشتند. حضور افراد در اردوگاه چندان به طول نینجامید و سرانجام پس از یکی دو روز استراحت، آماده برای اعزام به مرخصی شدند.
در دورهی مرخصی از سوی فرماندهان گردان، برنامهای برای بازدید از خانوادهی شهدای گردان در نظر گرفته شد. ازاینرو در روزهای پانزدهم و شانزدهم ۱۱/۶۵، تعدادی از افراد بهاتفاق فرماندهی گردان به دیدار خانوادهی شهدای گردان در تهران، کرج و… رفتند.
پس از خاتمهی برنامهی بازدید از خانوادهی شهدا، مقدمات برگزاری اردوی زیارتی به مشهد مقدس فراهم شده و در ساعت ۴ بعدازظهر ۱۸/۱۱/۶۵، جمعی از نیروهای گردان با استفاده از ۳ دستگاه اتوبوس و ۱ دستگاه وانت از جلوی در اصلی دانشگاه تهران، بهسوی مشهد مقدس اعزام شدند. فردای آن روز نیروهای گردان به مشهد رسیده و در هتل جهان اسکان یافتند. بیشتر اوقات افراد به زیارت مرقد مطهر امام رضا اختصاص یافته بود، ضمن آنکه پانسمان مجروحین نیز بهطور روزمره انجام میشد.
در ۲۰/۱۱/۶۵، پس از صرف شام مراسمی در محل اسکان نیروهای گردان برگزار شد و حاضرین در آن برنامه ضمن امضای میثاقنامهای، عهد کردند که در تبعیت از حضرت امام تا پایان جنگ در جبهه حضور داشته باشند.
در روز سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در روز ۲۲/۱۱/۶۵، نیروهای گردان به همراه سایر اقشار مردم مشهد در راهپیمایی شرکت کردند. دراثنای راهپیمایی، یکی از منافقین در فلکهی آب که تعدادی از رزمندگان گردان در آنجا حضور داشتند، نارنجکی را بهسوی جمعیت پرتاب کرد. که بر اثر انفجار آن، چند نفر از مردم شهید و مجروح شدند.
در روز ۲۳/۱۱/۶۵، پس از ۴ روز حضور در مشهد مقدس، رزمندگان گردان این شهر را به مقصد تهران ترک کردند. پس از رسیدن به مقصد، نیروها چند روزی را در مرخصی به سر برده و بهتدریج به منطقه بازگشتند.