علیاکبری بمانیم
- علیاکبری بمانیم
مسلم همیشه می گفت:
بچه ها ادعا نکنید. به خودمون غره نشیم. خدا باید دستمونو بگیره. این جمله حضرت علی اکبره: «وقتی که شیپور جنگ نواخته می شه، مرد از نامرد شناخته میشه.» دعا کنید اونجا کم نیاریم و علی اکبری بمونیم.
این جمله را شهید چمران هم می گفت.
- از گردان علی اکبر نمیروم!
بعد از عملیات کربلای 5 پیچیده بود که سردار فضلی، فرماندهی گردان شهادت را به مسلم پیشنهاد داده است.
گفتیم: مسلم، واقعا می خوای بری؟
مسلم خیالمان را راحت کرد و گفت: «نه من هیچوقت از گردان علی اکبر علیه السلام نمی رم.»
- مسلم و گردان علیاکبر
مرداد سال 1365 اتفاقاتی در گردان افتاد که باعث دلخوری و رفتن تعدادی از بچه ها شد.
کسانی که در آن مقطع از گردان جدا شدند و به گردان دیگری رفتند؛ از دوستان نزدیک مسلم بودند. مسلم دلبسته آنها بود اما این باعث نشد که او هم برود. او بیشتر از دوستانش، دلبسته گردان علی اکبر شده بود.
انگار پیوند عمیقی میان مسلم و گردان علی اکبر به وجود آمده بود.
- شیرازهی گردان
مسلم اسدی؛ در حکم شیرازهی گردان علی اکبر بود. همانطور که کار شیرازه این است که اوراق مختلف را کنار هم جمع کند، مسلم هم همینگونه بود.
اگر گاهی مسئله ای پیش می آمد که موجب پیدایش دلخوری و گسست ارتباطات میشد، مسلم این توانایی را داشت که قضیه را فیصله دهد و دو سر ماجرا را به هم وصل کند.
همه او را قبول داشتند و با او احساس نزدیکی و صمیمیت می کردند. او فرماندهی بود که با بچهها زوو بازی میکرد…
- موقعیت شهید مسلم اسدی
اواخر سال 1366، موقعیت گردان علی اکبر در روبروی دوکوهه به نام شهید مسلم اسدی نامگذاری شد. ورود مسلم به گردان هم از آنجا شروع شده بود…
گویی نام گردان علی اکبر با نام شهید مسلم اسدی پیوند خورده است.